آموزش و یادگیری مهمترین ابزار شماست که در مواقع خطر و بحران های مالی به کمک شما می آید

.


حجم مبنا حداقل تعداد برگه سهامی است که باید مورد معامله قرار گیرد تا سهم در پایان روز در قیمتی به ثبت برسد. حجم مبنا برای کنترل رشد بی رویه قیمت سهام در سال 1382تصویب شد. براین اساس درابتدای این قانون ودرسال82اساس براین بود که 15% از سهام کل یک شرکت طی یکسال مورد معامله قرار گیرد و روزهای کاری سال250روز فرض شده بود که بر آن اساس حجم مبنای روزانه یک سهم 0006/0 تعداد کل سهام شرکت میشد.اما از ابتدای سال1383این قانون تغییر کرد و از15درصد به 20% افزایش یافت و حجم معاملات روزانه به 0008/0 کل سهام شرکت افزایش یافت.

برای درک بهتر مثالی از حجم مبنا می زنیم:

فرض کنید سرمایه شرکتی 2میلیارد تومان است.(تعداد سهام این شرکت برابر با 20 میلیون برگه سهم به ارزش اسمی 100تومان است).در این حالت حجم مبنای این شرکت به شکل زیر محاسبه میشود:

 

16000=۰.۰۰۰۸*20000000

 

حال فرض میکنیم قیمت روز قبل این سهم2000ریال بوده و امروز معاملات زیر برای سهم اتفاق افتاده است :

 

ساعت9: 4000 برگه به قیمت1990 ریال

ساعت10: 1000 برگه سهم به قیمت2020 ریال

ساعت11: 2000 برگه سهم به قیمت2030 ریال

ساعت12: 3000 برگه سهم به قیمت2040 ریال

 

برای محاسبه قیمت پایانی ابتدا میانگین وزنی می گیریم یعنی می گوییم:

 

7960000=1990*4000

2020000=2020*1000

4060000=2030*2000

6120000=2040*3000

و بعد

20160000=6120000+4060000+2020000+7960000

 

که برابر کل ارزش معاملات آن سهم می باشد حال برای گرفتن میانگین آنرا تقسیم بر کل تعداد برگه سهام مورد معامله قرارگرفته می کنیم:

 

2016=10000/20160000

 

پس میانگین قیمت مورد معامله امروز2016 ریال بوده اگر تعداد برگه مورد معامله به حد نصاب می رسید(از حجم مبنا بیشتر می شد) این قیمت به عنوان قیمت پایانی مورد قبول بود اما چون تعداد برگه سهام مورد معامله قرار گرفته ده هزار تا و حجم مبنای سهم شانزده هزار برگه می باشد پس از تناسب استفاده می کنیم.

اگر 16000برگه مورد معامله قرار می گرفت قیمت سهام 16 ریال رشد می کرد در حالی که 10000 برگه مورد معامله قرار گرفته قیمت چقدر رشد می کند؟

 

۱۶۰۰۰          ۱۰۰۰۰

ــــــــــــ   =   ـــــــــــــ

16                 X

 

از تناسب بالا X بدست می آید 10 ریال یعنی قیمت بسته شدن در پایان معاملات امروز برابر با 2010 ریال می شود.

 

آخرین اطلاعیه شرکت بورس در مورد حجم مبنا:

فعالان محترم بازار سرمایه استحضار دارند که در بازار رقابتی (کارا)، قیمت نتیجه تصمیم و اقدام گروه زیادی از خریداران و فروشندگان است و اجماع آنان را نشان می دهد. در بورس اوراق بهادار ایران حجم مبنا به منظور اطمینان از این‌که تغییر قیمت‌ سهام شرکت های پذیرفته شده دربورس حاصل از معامله حداقل تعداد معینی از سهام شرکت می باشد، تعریف و برای محاسبه آن ضریب هشت درهزار درتعداد سهام تمام شرکت‌ها صرف ‌نظر از اندازه آن ها اعمال گردید. با عنایت به این‌که در مورد شرکت‌های بزرگ هدف مذکور با حجم مبنای کمتری نیز حاصل می‌شود، لذا هیئت مدیره شرکت بورس تصمیم گرفت ضریب محاسبه حجم مبنای شرکت‌هایی که سرمایه آن ها بیشتر از 3000 میلیارد ریال می‌باشد را از هشت در ده‌ هزار به چهار در ده‌ هزار کاهش دهد. بر این اساس از تاریخ 2/4/86 ضریب محاسبه حجم مبنای 11 شرکت  زیربه چهار در ده‌هزارتغییر می‌یابد:

فولاد مبارکه اصفهان ـ سایپا ـ سرمایه گذاری غدیر- ملی صنایع مس ایران ـ ایران خودرو- بانک پارسیان ـ سرمایه گذاری صندوق بازنشستگی ـ سیمان فارس خوزستان ـ گروه بهمن سرمایه گذاری بانک ملی ایران ـ  مدیریت پروژه های نیروگاهی ایران

 

مزایا و معایب حجم مبنا:

مهم‌ترین مزیت قانون حجم مبنا، جلوگیری از حرکات پرشیب و یکباره در روند قیمت‌ها است، به عنوان مثال زمانی که یک سهم در روند نزولی قرار می‌گیرد، میزان عرضه بر تقاضا فزونی می‌یابد و معمولا این چیرگی عرضه بر تقاضا، آن قدر پررنگ می‌شود که حجم معاملات سهم به شدت کاهش یافته و اصطلاحا معاملات در آن نماد «قفل» می‌شود. (که فعالان بازار از این حالت به عنوان «صف فروش»یادمی‌کنند.) 
در این حالت به دلیل کاهش شدید حجم معاملات، بر اساس قانون حجم مبنا درصد نوسان پایان روز نیز کاهش می‌یابد و لذا از سقوط برق آسای سهم جلوگیری می‌شود. (عکس همین حالت در بازار صعودی برقرار است.) اما مساله‌اینجا است که ‌همین ویژگی قانون حجم مبنا بزرگ‌ترین عیب آن نیز به شمار می‌آید، با شکل‌گیری صف‌های خرید و فروش در بازار، حجم زیادی از سرمایه سرمایه‌گذاران در این صف‌ها بلوکه می‌شود، حجمی که می‌تواند با گردش در سایر سهام بازار، بر رونق بورس بیفزاید، بنابراین شکل‌گیری صف‌های خرید و فروش، روانی معاملات (liquidity) در بازار را مورد تهدید قرار می‌دهد.   
به عنوان مثال اگر سهامداری که سهمش در صف فروش فرو رفته، نیاز فوری به سرمایه‌اش پیدا کند، چاره‌ای ندارد، جز آنکه سهم خود را به صورت وکالتی و با قیمتی بسیار پایین تر از ارزش آن به شخص دیگری واگذار کند.
همچنین فرسایشی شدن این صف‌ها (به خصوص صف‌های فروش) می‌تواند اثرات نامطلوبی بر روان جمعی بازار داشته باشد. به عنوان نمونه می‌توان از شرکت‌های سیمانی در سال 84 و یا شرکت‌هایی مانند سرمایه‌گذاری غدیر و سرمایه‌گذاری بانکی ملی – که مدت‌های مدیدی صف فروش بودند- نام برد. (مورد آخر همچنان در صف فروش قرار دارد.)
نکته دیگر اینکه اگر نماد سهم‌هایی که با صف فروش و یا خرید مواجه ‌هستند به دلایلی همچون تعدیل پیش بینی سود، برگزاری مجمع سالانه یا مجمع افزایش سرمایه و ...  متوقف شود، در روز بازگشایی نماد، بازار با در‌نظر گرفتن وضعیت پیش از بسته شدن نماد به آن سهم قیمت می‌دهد، یعنی مثلا اگر سهم پیش از بسته شدن نمادش دارای صف فروش باشد، پس از بازگشایی، بازار آن قدر قیمت را پایین می‌آورد تا قیمت سهم را به نرخ تعادلی مورد نظر برساند، به دیگر سخن بازگشایی نمادها تمام تمهیدات قانون حجم مبنا را نقش بر آب می‌کند!  
نمونه‌هایی از این دست بسیار دیده شده، به عنوان مثال می‌توان شرکت سرمایه‌گذاری غدیر را نام برد که پس از دو نوبت بازگشایی با افتی در حدود 40درصد مواجه شد. شرکت‌های پتروشیمی اراک و خارک، سنگ آهن گل گهر، باما، فرآوری مواد معدنی ایران و گروه بهمن از آخرین نمونه‌های این نوع بازگشایی هستند که توام با کاهش قیمتی بوده‌اند.

 

منبع 

+ نوشته شده در  ٩ آبان ۱۳٩٠ نظرات ()